پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

پرهام و رهام

عید1395

تمام دقایق مانده از عمرم به همراه زیبا ترین بوسه های عاشقانه عیدی است برای شما پرهامم ,محسنم نوروز95 مبارک…   بفرمایین ادامه مطلب       جشن فـــرخنده فـــرودیـن است روز بازار گـــل و نسرین است نوروز فرخنده باد   نوروزتان پیروز عزیزانم   سوم فروردین به همراه باباجون اینا و عمه جان ناهید به امام زاده اسماعیل رفتیم و حسابی خوش گذشت     هفته دوم عید هم به کنگان رفتیم تا تونستی آب بازی کردی عزیز مام...
14 فروردين 1395

خدا را به خاطر داشتنت هزاران بار شکر...

  ای زیباترین بهانه ام برای زندگی ... ای زیباترین هدیه الهی ... ای که با نگاه معصومانه ات مرا شیفته خود ساخته ای ... وبا لبخند دل فریبت ,دل وقلب وروحم را ربوده ای ... بی تو هیچم  وبا تو دنیا ازان من است ... خدا را به خاطر داشتنت هزاران بار شکر .. .   یک نمونه از نظم های آقا پرهام     عادت کردی وقتی از دست شویی میای بیرون دمپاییهارو با شیوه خودت جفت میکنی الهی من به قربون دستای نازت بشم که همش شرمندمون میکنی   اینم یک نمونه از زحمت کشیدنات گل پسرم     فوق ا...
21 اسفند 1394

امیررضا کوچولو

کلوچه خوشمزه مامان بالاخره بعداز کلی انتظار دهم اسفندماه نی نی خاله سارا خودش به دنیا رسوند الهی من جیگرش برم که خیلی خوشمزن جهت اطلاعتون آقا پرهام گل,این شازده کوچولو نوه خاله جون نسرین خانوم بابایی هست باباش عمو فرهاد و مامانش خاله سارا اینم عکس بیمارستان امیررضا کوچولو ؛ که جنابعالی توی بیمارستان راه نمیدادن مجبور شدی پیش بابایی بمونی البته برات هم بد نشد با بابایی به پارک رفتی خوشتل پسر     اینجا هم به دیدن داداش کوچولوت رفتی و میگفتی امیل لضا چقد توچیکه     اینم گیفت مهمونا که خاله سارا با حوصله برای تمام مهمونا درست کرده بود   ...
15 اسفند 1394

دریاچه نمک شیراز

گل پسرم شیطونم امروز به همراه خانواده بابا جون به دریای نمک رفتیم و حسابی خوش گذروندیم     باباجون برامون غذای موردعلاقه پرهام خریده بودن ,چلو کبااااب, به به   الهی مامان فدات بشه با نانا سنگ جمع میکردی وبا دستای خوشگلت توی آب می ریختی طبق معمول عمو حسین در حال لپ کشیدنت هستن خیلی خوش گذشت به قول گل پسرم عالی بود     ...
14 اسفند 1394

آش رشته

نفس و جونم عزیز دلم امروز در مهد قرآن بهتون آش رشته دادن و حسابی خوش گذروندی   اینم امیر حسین خان رفیق جنگ پرهام جونم این امیر حسین خان غیر از رفیق بودن نقش بادیگارد جنابعالی و هم بازی میکنه خخخخخ   الهی من فدای پسر خوش خندم بشم گلکم هر کی ازت میپرسه اسمت چیه؟؟ میگی آقا پرهام صدقی هشتم دیگه حسابی مستقل شدی وبعضی شباپیش مامان چیشی و مامان فاطمه میخوابی وقتی میخوای غیر مستقیم بهمون بگی بیاین باهام بازی کنین میگی کسی نیست بیاد به من باااااژی بتنه یا اینکه میری یه گوشه خودت گیر میندازی و میگی کسی نیست به من کمک بتننه وقتی توی دشتشویی کارت تموم میشه داد میزنی می...
3 اسفند 1394

نمایشگاه گل و گیاه

گل نازم روز سه شنبه 27بهمن به همراه مامان چیشی و بابایی به نمایشگاه گل و گیاه گلستان رفتیم خیلی خیلی غرفه های جالب و زیبایی داشت و آدمو به وجد میاورد بعدش هم به ایرانلند رفتی و حسابی کیف کردی البته خوشتل پسر این زمستون به جز صبح ها که آفتابه و تورو با دوچرخه به پارک میبرم ,شب ها هم که سرده یه پات ایرانلنده یه پات پارک شادی و گاندو آخه هوا سرده وباید پارک سرپوشیده بری پارک رفتن تو بزرگترین تفریح من و بابایی شده و وقتی بازی میکنی من و بابایی صد برابر تو خوش میگذرونیم و کیف میکنیم     عاشقتوووونم   ...
27 بهمن 1394

بشرا کوچولو

شاهزاده کوچولوی مامان اول بهمن بشرا کوچولوی ناز خودش به دنیا رسوند این کوچول موچول نوه عمو کاظم آقای بابایی هست باباش آقا مهدی و مامانش ساره خانوم  و داداش کوچولوش محمدطاها هست ایشاالله که شاهد بزرگ شدنش باشیم و قدمش پر خیرو برکت باشه واسه مامانش و باباش           ...
19 بهمن 1394

شیرین زبوووونم

گل پسرم تمام لحظاتت زعفرونی نیلوفر گونه و ناب عزیزم عزیز مامان. فندوق مامان. نفس مامان شبا که توی اتاقت میخوابی. به تختت یه زنگ بی سیم وصل کردم اگه نصف شب کارم داشته باشی با انگشت کوچول موچولوت زنگ میزنی منم خودم بهت میرسونم طرفدار تیم پرسپولیس شدی و باباجون بهت یاد دادن به رنگ آبی میگی آبی کلومی بابا هم بهت یاد داده و همش میگی پرشپولیش چیکارش میتنه. سولاخ سولاخش میتنه یا اینکه میگی واوای وای وای ای پرشپولیش حمله حمله حمله روزایی که قراره نانا بیاد خونمون شب زود میخوابی میگی بلم بخوابم ساعت شیش نانا میاد وقتی که از عمد یه کار اشتباه انجام میدی میگی شیطون گولم زد در حیاط پایین زدی ...
5 بهمن 1394

تولد مامان ریحانه

تولدم مبارک     دوباره یه سوپرایزه دیگه از طرف بابایی مهربونت ممنونم مرد ایده عال من   از همگی ممنونم   مخصوصا از آقا پرهام و پسرش عزیز مامان دیروز جوجوت آورده بودی پیشم و بهم میگفتی آقای دکتر پسلم ملیضه لنگش پلیده بالا (رنگش پریده) عزیز مامان. تولدم جمعه شب بود و صبح جمعه همراه بابایی و ماشین شارژیت به پارک رفتیم البته جنابعالی تقریبا هرروز پارک تشریف دارین   اینم مرد کوچک من اینم هشتک خرگوش صبا به صبا میگفتی تو مامانشی منم باباش هستم خخخخخ             ...
3 بهمن 1394

تشییع شهدا

تشیع ۹۴شهید گمنام دوران دفاع مقدس در شیراز عزیز کوچولوی مامان اول بهمن روز پنج شنبه به همراه خاله فرشته به شاه چراغ رفتیم اونجا یه حس غریبی بود و حسابی حالم دگرگون شد امیدوارم دعای خیر شهدا دنباله رو پرهامم باشه       ا ...
1 بهمن 1394